امروز ۰۹ مهر ۱۳۹۹
۰۹۱۲۲۹۶۷۸۳۹
امروز ۰۹ مهر ۱۳۹۹
۰۹۱۲۲۹۶۷۸۳۹

آثار حقوقی واخواهی 

در صورتی که جریان دادرسی به صورت غیابی باشد، فردی که حکم علیه او صادر شده است، حق دارد در همان دادگاه صادرکننده حکم اعتراض کند.
روش‌های اعتراض به آرا به دو دسته تقسیم می‌شود؛ طرق عادی مشتمل بر واخواهی و تجدیدنظر و طرق فوق‌العاده که مشتمل بر فرجام‌خواهی، اعاده دادرسی و اعتراض شخص ثالث است. در صورتی که جریان دادرسی به صورت غیابی باشد یعنی فردی در جلسه دادرسی حضور نداشته باشد و طی آن حکمی علیه او صادر شود، وی حق دارد در همان دادگاه صادرکننده حکم اعتراض کند که به آن واخواهي گفته مي‌شود. بر اثر واخواهي که هم در موضوعات کیفری و هم حقوقی کاربرد دارد، دعوی بررسي مجدد می‎شود تا در صورت حقانیت وی، آن را فسخ و در غیر این صورت، آن رأی را استوار كند.
عدالت اقتضا می‎کند که دادگاه نباید بدون شنیدن مطالب طرفین دعوی و بررسی دلایل آنها حکمی صادر کند و به همین جهت نظام دادرسی موجود به‌گون‌ ای طراحی شده است که خوانده باید حتماً از جریان رسیدگی مطلع شود و در روند دادرسی شرکت کند. با این‌ حال، گاهی ممکن است امکان دسترسی به خوانده و آگاه کردن او از جریان دادرسی فراهم نشود. همچنین در پاره‌ای اوقات ممکن است خود خوانده با هدف تطویل دادرسی و غیره...، تمایلی به حضور در دادگاه و پاسخ به دعوی نداشته باشد. از طرف دیگر، رسیدگی نکردن به دعوای خواهان و حتی به تأخیر انداختن آن، به‌ صرف احراز نشدن اطلاع خوانده از جریان دادرسی تجویز نشده است. لذا دادرسی به جریان خواهد افتاد؛ حتی اگر خوانده حضور نیابد. اما در صورتی که وی از صدور حکم علیه خود مطلع شود، حق دارد به آن اعتراض کند. این اعتراض مطابق ماده‌ ۳۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی «واخواهی» نامیده می‌شود و در همان دادگاهی که حکم غیابی را صادر کرده است، رسیدگی می‌شود. به طور مثال اگر برگه اخطاریه وقت حضور در دادگاه به همسر مخاطب ابلاغ شود، از آنجایی که ابلاغ واقعی تلقی نمی‌شود بلکه ابلاغ قانونی است، محکوم‌علیه حق واخواهی خواهد داشت.

 اوصاف حکم غیابی 
حق واخواهی فقط در صورتی برای خوانده ایجاد می‌شود که حکم دادگاه غیابی صادر شده باشد. در تعریف حکم غیابی در ماده ۳۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی آمده است «حکم دادگاه حضوری است، مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم‌مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طور کتبی نیز دفاع نکرده یا اخطاریه، ابلاغ واقعی نشده باشد.» البته منظور از ابلاغ واقعی این است که، اوراق دعوی آنها به شخص مخاطب تحویل داده شود، اما در صورتی که به بستگان وی داده شود یا در نشانی وی نصب شود، به آن ابلاغ قانونی گفته می‌شود و هر حکمی که در پی آن صادر شود، غیابی است. با توجه به این ماده، حکم غیابی از حکم حضوری بدین صورت قابل تشخیص است که، اوراق قضایی از جمله نسخه‌ای از احضاریه باید مستقیماً تسلیم خوانده دعوی شده باشد. با این توصیف غیابی یا حضوری بودن حکم نسبت به خواهان امکان ندارد، زیرا حکم همواره نسبت به او حضوری است. با توجه به ماده مذکور، غیابی بودن از ویژگی‌های حکم دادگاه است و شامل قرار، نمی‎شود و از میان احکام نیز منظور احکام ترافعی است و تصمیم دادگاه در امور حسبی اصولاً نمی‌تواند غیابی باشد. امور حسبی مربوط به احوال شخصیه است و در آن به اموری نظیر قیمومت، ترکه میت، غایب مفقودالاثر، محجورین و موارد مرتبط با آن پرداخته می‌شود که دادگاه‌ها مکلفند بدون اینکه در مورد آن امور، اختلاف و مرافعه‌ای بین اشخاص به‌وجود آمده باشد، وارد رسیدگی شوند. صرف‌نظر از اینکه حکم صادره، قابل تجدیدنظر باشد یا نباشد، تمامی احکام غیابی که دادگاه‌های عمومی و انقلاب در دعاوی حقوقی صادر می‌کنند، توسط محکوم‌علیه غایب در مهلت مقرر، قابل واخواهی است. بنابراین با توجه به اطلاق ماده ۳۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی در صورتی که حکم غیابی در دعوایی صادر شده که قابل تجدیدنظر باشد، محکوم‌علیه غایب می‌تواند در مهلت مقرر واخواهی کند و رای صادره که بر اساس واخواهی صادر می‎شود، قابل تجدیدنظر است.

 ویژگی‌های مرحله واخواهی
به گزارش معاونت فرهنگی قوه‌قضاییه، در مرحله واخواهی، به اعتراض در همان دادگاهی رسیدگی می‌شود که حکم غیابی را صادر کرده است و آن دادگاه پس از رسیدگی به اعتراضات مجدداً حکم می‌دهد و ممکن است در تجدیدنظر از حکم، از نظر بدوی خود عدول کند، یعنی بازگردد. توضیح اینکه اعتراض از رأی به‌طور کلی باید نزد مراجع عالی یا مرجعی غیر از مرجع صادرکننده رأی مطرح شود. اما در موارد واخواهی، اعاده دادرسی و اعتراض شخص ثالث، اعتراض می‎تواند نزد همان مرجعی مطرح شود که رأی مورد شکایت را صادر کرده است. از سوی دیگر، اصحاب دعوی موقعیت خود را در دادرسی مرحله واخواهی حفظ می‌کنند؛ به این معنا که فردی که در دادرسی اول خواهان بوده و ‌علیه او اعتراض شده، در اینجا تحت عنوان واخوانده همچنان خواهان باقی می‌ماند و آن طرفی که خوانده بوده با عنوان واخواه، خوانده می‌ماند؛ هرچند که در دادرسی دوم دارای سمت معترض ‌شود. در اینجا واخوانده نیازی به دلیل برای برائت خود ندارد و این واخواه است که باید دعوای خود را به اثبات برساند. به‎علاوه باید توجه داشت، چون نسبت به واخواه جلسه اول تلقی می‎شود از کلیه امتیازات آن از‌جمله حق اعتراض به بهای خواسته، انکار و تردید و ادعای جعل در خصوص اسناد ارایه‌شده، بهره‌مند می‌شود. ضمن اینکه در واخواهی، ورود ثالث و جلب ثالث نیز امکان‌پذیر بوده لذا ممکن است به اصحاب دعوی اضافه شوند. در مرحله تجدید نظر نیز بنا به ماده ۳۶۴ امکان واخواهی پیش‌بینی شده است. به موجب این ماده، در مواردی که رای دادگاه تجدیدنظر مبنی بر محکومیت خوانده باشد و خوانده یا وکیل او در هیچ یک از مراحل دادرسی حاضر نبوده و لایحه دفاعیه یا اعتراضیه‌ای هم نداده باشند رأی دادگاه تجدیدنظر ظرف مدت ۲۰ روز پس از ابلاغ واقعی به محکوم‌علیه یا وکیل او قابل اعتراض و رسیدگی در همان دادگاه تجدید نظر است. رای صادره قطعی است. بنابراین تغییر حکم در نتیجه واخواهی یکی از مصادیق مشمول استثنای مذکور در ماده ۸ قانون آیین دادرسی مدنی است.

 مهلت واخواهی
قاعده در حكم غيابي اين است كه 20 روز از زمان ابلاغ، قابل واخواهي و در 20 روز دوم قابل تجديدنظرخواهي است. بنابراین حكم غيابي 40 روز براي افراد مقيم ايران، قابليت اعتراض را داراست. مهلت واخواهي از احكام غيابي براي كساني كه مقيم كشورند 20 روز و براي كساني كه خارج از كشور اقامت دارند دو ماه از تاريخ ‌ابلاغ واقعي خواهد بود. تقديم دادخواست خارج از مهلت يادشده بدون عذر موجه قابل رسيدگي در مرحله تجديدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله است، مگر اينكه معترض به حكم ثابت کند عدم اقدام به ‌واخواهي در اين مهلت به ‌دليل عذر موجهی شامل مرضی که مانع از حرکت است، فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد، حوادث قهریه از قبیل سیل، زلزله و حریق و نیز توقیف یا حبس که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد، بوده که با آخرین روز حق واخواهی مصادف شده است. در اين‌صورت بايد ‌دلايل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهي به دادگاه صادركننده رأي اعلام کند. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخيص داد قرار قبول ‌دادخواست واخواهي را صادر می‌کند و اجراي حكم نيز متوقف مي‌شود. این دادخواست باید به تعداد واخواندگان به‌علاوه‌ یک نسخه تقدیم شود و در آن، علاوه بر مشخصات واخواه، مشخصات واخوانده و حکم واخواسته نیز درج شود. در صورتي كه حكم ابلاغ واقعي نشده باشد و محكوم‌عليه مدعي عدم اطلاع از مفاد رأي باشد، مي‌تواند دادخواست واخواهي به دادگاه صادركننده حكم ‌غيابي تقديم دارد. دادگاه بدواً خارج از نوبت در اين مورد رسيدگي و قرار رد يا قبول دادخواست را صادر مي‌كند. ضمناً اگر فرد واخواه در زندان به‌سر می‎برد باید دادخواست را به دفتر زندان تقدیم کند تا پس از ثبت، از آن طریق به دفتر شعبه صادرکننده رأی ارسال شود.

 آثار واخواهي
تقاضای واخواهی دو اثر به دنبال دارد. نخست اینكه، تا انقضای مهلت واخواهي، صدور دستور اجراي حكم ممنوع است و چنانچه در مهلت، واخواهي شده باشد، اجراي حكم تا روشن شدن نتيجه واخواهي متوقف مي‌شود. اثر دوم این است که اختلاف، از مقطع قبلي (رسيدگي غيابي) به مقطع واخواهي، با تمامي مسایلي كه دارد، با لحاظ اعتراضات و دلایل واخواه، منتقل مي‌شود. زیرا قاعده كلي اين است كه حكمي كه حضوري است، 20 روز از تاريخ ابلاغ حكم، قابل تجديدنظرخواهي است. اما در حكم غيابي قانون مقرر می‌دارد كه 20 روز از زمان ابلاغ، قابل واخواهي و در 20 روز دوم قابل تجديدنظرخواهي است. بنابراین حكم غيابي، 40 روز براي افراد مقيم ايران، قابليت اعتراض دارد. تفاوت بین تجدیدنظرخواهی و واخواهی این است که در اولی، رسیدگی مجدد در دادگاه بالاتر صورت می‌پذیرد اما در دومی، موضوع دعوی در همان دادگاه بدوی یا صادرکننده حکم رسیدگی می‌شود.

 صدور حکم
رأیي كه پس از رسيدگي واخواهي صادر مي‌شود، فقط نسبت به واخواه و واخوانده مؤثر است و شامل كسي كه واخواهي نكرده است، ‌نخواهد شد. مگر اين‌ كه رأي صادره قابل تجزيه و تفكیک نباشد كه در اين صورت، نسبت به كساني كه مشمول حكم غيابي بوده اما واخواهي نكرده‌اند، ‌نيز تسري خواهد داشت. به عنوان مثال، در پرونده‌هايي كه داراي چندين خوانده هستند و هر کدام با ابلاغ واقعی در جلسه دادرسی حضور یافته یا با ارایه لایحه و گاهاً با معرفی وکیل از خود دفاع کرده باشند، واخواهی موضوعیت ندارد. اما در این میان اگر یکی از خواندگان فاقد شرایط فوق باشد، با تجزیه رأی صادره، حقوق وی محفوظ خواهد ماند.
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال